وقتي مسلمانان چيني اويغور ناپديد شدند (اغلب اويغورها به دين بودايي گرويدند) يا تحتالشعاع ساير مسلمانان قرار گرفتند، واژهٴ هوئي ـ هو مفهومش را از دست داد و هوئي ـ هوئي جانشين آن شد كه علماي مسلمان چيني براي آن تفسيرهاي موهومي ساختند تا غرور خويش را ارضا كنند. ليو چيه يكي از آن تفسيرها را ذكر ميكند. شكل كلمهٴ چيني هوئي بهصورت رونوشت مضاعف شكل كلمهٴ كيو (به معناي دهان) است: دهاني در داخل دهان ديگر، كه يادآور دو اصل اساسي اسلام است، هردو مربوط به دهان: ((كسي جز خدا را ستايش مكن))، ((از خوردن حرام بپرهيز)) (بهويژه از گوشت خوك كه ساير چينيان ميخورند). باتوجه به همهٴ مطالب، اشتقاق هوئي ـ هوئي از هوئي ـ هو ظاهراً بهترين توضيح است. اگر به تاريخ اسلام در چين توجه كنيم، ارزش آن را بهتر درمييابيم.
نخستين مسلماناني كه به چين آمدند احتمالاً دريانوردان عرب يا ايراني بودند، كه بهتدريج بر تجارت دريايي آسيا مستولي شدند. آنان در سدهٴ نهم كاملاً مشهود بودند و گواه آن كتاب گمشدهٴ
اٴخبار الصين و الهند تأليف ابن وَهْب است كه در سال 870 به دربار چين رفت و گزارش وي مورد استفادهٴ ابوزيد (دهم ـ 1) قرارگرفت. اين دريانوردان عرب ممكن است در لنگرگاههايي مانند كانتُن و هانگچو مقيم شدهباشند، ولي تعدادشان اندك بودهاست؛ آنان مهاجرنشينهاي مسلمان ايجاد نكردهاند. قبر افسانهاي سعد بن ابي وقاص (يا وَهْب ابو كبشه) در كانتن يادگاري از اين سنّت است. گروههاي بزرگتري از مسلمانان از آسياي مركزي روانه شدند. سربازان مسلمان در سال 757 در شانسي مستقر شده بودند و در سال 801 بيش از 20000 تن از آنان را ميشد تنها در يك ارتش در يوننان شمرد. در سال 1070 مسلمانان زيادي از بخارا به چين رفتند و در يوننان مقيم شدند. در ميان آنان جد سيدالاجل شمسالدين عمر بود، كه سرانجام به خدمت سپاه چنگيزخان (سيزدهم ـ 1) درآمد. اين سيد مهمترين دودمان مسلمان چيني را تأسيس كرد كه اعقابش تا به امروز، در چين معروفاند؛ او و به احتمال بيشتر پسرش ناصرالدين والي يوننان شد و هنگامي كه در سال 1292 درگذشت، برادرش حسين جانشين او شد. در اين اثنا، سلسلهٴ مغولي به قدرت رسيد و دوران آنان (1280 ـ 1368) معرف اوج اعتبار مسلمانان است.
قبلاً، بارها از مهندسان و فضلاي مسلماني ياد كردهايم كه وارد خدمت امپراتوران مغول شدند.
آنچه از تأثير عربي و اسلامي در علوم (رياضيات، نجوم و غيره) چيني ميتوان يافت، احتمالاً از عصر اين سلسله است.
در سال 1335 يكي از اعقاب سيد اجل از امپراتور فرماني بهدست آورد كه اسلام رسماً ((دين برحق و پاك)) اعلام شدهبود. نفوذ اسلامي آن اندازه نيرومند بود كه پس از سلسلهٴ يوآن به هستي خود ادامه دهد و در سال 1420 امپراتور سلسلهٴ مينگ به يكي از اعقاب سيد اجل فرمان داد در مركز ايالتهاي سي آن فو و نانكينگ مسجدهايي بسازد.